بین لحظهای که تیم توپ را میگیرد و لحظهای که حریف دوباره سازمان مییابد، پنجرهای کوتاه هست — معمولاً پنج تا هشت ثانیه. ضدحمله یعنی استفاده از همان پنجره.
گام اول: جهت نگاه
اولین تصمیم مهمتر از اولین پاس است. بازیکنی که توپ را میگیرد باید فوراً تشخیص دهد که آیا مسیر رو به جلو باز است یا باید توپ را نگه داشت. تشخیص اشتباه در این لحظه، پاس اشتباه و برگشت فوری توپ را در پی دارد.
گام دوم: اولین پاس
بهترین پاس ضدحمله معمولاً آن است که یک خط حریف را رد کند. پاس عرضی، هرچقدر هم دقیق، معمولاً فرصت را میسوزاند چون به حریف زمان برگشت میدهد.
گام سوم: دویدنهای همزمان
ضدحمله به حداقل سه نوع حرکت همزمان نیاز دارد:
- یک نفر در عمق میدود تا خط دفاع را عقب براند
- یک نفر به توپ نزدیک میشود تا گزینه پاس کوتاه باشد
- یک نفر عرض را باز نگه میدارد تا دفاع نتواند جمع شود
اگر همه به سمت توپ بدوند، فضا بسته میشود. اگر همه در عمق بدوند، حامل توپ تنها میماند.
گام چهارم: تصمیم نهایی
در لحظه رسیدن به یکسوم پایانی، انتخاب بین شوت، پاس و نگه داشتن توپ است. قاعده تجربی سادهای وجود دارد: اگر تعداد مهاجمان از مدافعان بیشتر است، پاس؛ اگر برابر است، معمولاً شوت.
ضدحملهای که به موقعیت نرسد، تیم را در وضعیت بدتری رها میکند، چون بازیکنان بالا رفتهاند و برگشت دیرتر انجام میشود.
چرا تیمهای قوی هم ضدحمله میزنند
ضدحمله فقط سلاح تیم ضعیف نیست. تیمی که مالکیت بالایی دارد هم در لحظه بازپسگیری توپ در زمین حریف، بهترین موقعیت ضدحمله را دارد — چون حریف در آن لحظه بازترین شکل ممکن را دارد.





دیدگاهتان را بنویسید